درباره

دینا کاویانی

دینا کاویانی هستم، متولد ۱۳۵۵.
نهایت آرزویم این بود که روزی باستان‌شناس شوم و آن‌قدر زبان بلد باشم که کتاب‌ها را بخوانم و برای دیگران ترجمه‌کنم.
نمی‌دانم کجای راه مسیرم عوض شد؛ ولی، دبیرستان تجربی خواندم و چهار سالی را هم در دانشکده‌ی تغذیه‌ی دانشگاه علوم‌ پزشکی شهیدبهشتی گذراندم.
هیچ‌یک از نسخه‌هایم وزن و حال کسی را تغییر نداد.
همان‌روزها، دوباره، راهم به کلاس زبان افتاد و بعد هم چند سالی، ساکن فرانسه شدم.
مدتی برای لوموند دیپلوماتیک که به فارسی هم منتشر می‌شد، ترجمه کردم. بخشی از خوابم تعبیر شد.
دو سالی در دانشگاه تهران مترجمی زبان فرانسه خواندم.
ترجمه را دوست دارم، همان رمزگشایی از کتیبه‌های باستانی است، گیرم من تنها آدمی نباشم که این زبان را بلدم، باز هم چیزی از حس و حالم کم نمی‌شود.
گاهی هم خاطره‌ها، حرف‌ها و آدم‌هایی را از گذشته پیدا می‌کنم و داستان‌شان را می‌نویسم.
این را هم اسمش را می‌گذارم باستان‌شناسی در ذهن.
وسط این کاوش‌ها، ذهنم را هم پالایش می‌کنم، و این پاک‌سازی ذهن و جان خیلی برایم مهم است. گلدان‌هایم، سازی که می‌زنم و کتاب‌هایی که می‌خوانم کمکم می‌کنند.
هنوز کلی رویا دارم، ولی نمی‌دانم تا کی فرصت دارم.