شکسپیر و شرکا
نوشته‌ی جرمی مرسر، ترجمه‌ی پوپه میثاقی، نشر مرکز، ۱۳۹۴
Time was soft there, A Paris sojourn at Shakespeare & Co
کتاب شرح روزهایی است که روزنامه‌نگار کانادایی، جرمی مرسر، در کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا در نزدیکی رود سن و کلیسای نتردام پاریس گذرانده‌است.
صاحب کتاب‌فروشی، جرج وایتمن، رویای جامعه‌ای بر پایه‌ی عدالت را در سر دارد و کتاب‌فروشی‌اش را هم بر اساس همین رویا اداره می‌کند. به گفته‌ی خودش کتاب‌فروشی آرمان‌شهر سوسیالیستی در لباس مبدل یک کتاب‌فروشی است. غذا و اقامت برای نویسندگان در شکسپیر و شرکا رایگان است، تنها شرط نوشتن است.
همه‌ی افراد مقیم کتاب‌فروشی در انجام امور مغازه به جرج کمک می‌کنند و هرکدام به‌طریقی سعی دارند به یکدیگر کمک کنند، بیشتر تمرکز افراد روی به‌دست‌آوردن غذای ارزان و زیاد است، اولین نیاز بشر برای زنده‌ماندن.
جلسه‌های داستان‌خوانی و شعرخوانی، ماجراهای عاشقانه و تلاش برای نزدیک‌شدن به جرج برای به‌دست‌آوردن جای خواب بهتر روزها و شب‌های ساکنان شکسپیر و شرکا را پر می‌کند.
کلیسای نتردام از پنجره‌ی کتاب‌فروشی پیداست و جرج دوست‌دارد کتاب‌فروشی‌اش پناهگاهی برای کسانی باشد که نتردام به آن‌ها پناه نداده‌است.
شعار جرج این است: آن‌چه را می‌خواهی بگیر، آن‌چه را می‌توانی ببخش.
جمله‌ی پایانی کتاب بسیار تاثیرگذار و به‌نظرمن شیره‌ی جان کتاب است:
زندگی اثری در حال تکمیل است.