چه فرقی می‌کند تمام سال را دویده‌باشی و باز چیزی کم باشد،
چه فرقی می‌کند کسی حواسش به تو نباشد،
چه فرقی می‌کند کمی بیش و کم،
بهار که بیاید، سال که نو شود، باز گل امید جوانه خواهدزد، باز رویا خواهی‌بافت و باز دلت روشن خواهدشد.
معجزه‌ی نوروز همین است، همین که بذر امید را می‌پاشد که تا آخر سال، که تا ته روزهای سخت و شب‌های بی‌فردا، باز بتوانی به نور فکر کنی، باز بتوانی لبخند بزنی، باز بتوانی زنده بمانی.
معجزه‌ی نوروز در همان لحظه‌ای است که حالت خوب می‌شود به بهترین حال.
معجزه‌ی نوروز در همان لحظه‌ای است که دلت می‌لرزد و آرزویی از قلبت می‌گذرد.
تفاوتی هم ندارد خواب باشی یا بیدار. به هرحال که باشی، هر کجای دنیا که باشی، تا سال نو می‌شود، همه‌ی خوبی‌ها و همه‌ی شادی‌ها گوشه‌گوشه‌ی دنیا را پر می‌کنند و ما آدم‌ها یک‌سال وقت داریم تا زیر هر گلبرگ شقایق، روی بال‌های کفشدوزک، پشت پنجره‌ی خانه‌ی دوست، زیر نور مهتاب، توی یک شهر شلوغ، یا به هر نشانی که تو بخواهی، به دنبال سهم خود از خوبی و شادی باشیم.
نشانی‌اش با تو! هر جا را که دلت خواست بگرد، کسی به سهم تو دست نخواهدزد، فقط بگرد و پیدایش کن تا معجزه‌ی نوروز کامل شود.
بگرد و پیدایش کن تا حالت خوب شود به بهترین حال.
بگرد و‌پیدایش کن تا باز بشود به معجزه‌ی نوروز ایمان آورد، تا باز بشود آرزو کرد، تا باز بشود امیدوار بود.
چشم‌هایت را ببند و بگذار قلبت تو را راهنما باشد.
چشم‌هایت را ببند و بگذار نسیم که از سرت می‌گذرد، جوانه‌های رویایت را نوازش کند.
چشم‌هایت را ببند و بگذار معجزه‌ی نوروز اثر کند.
و بعد که چشمانت را گشودی، راه را خواهی‌یافت، نور را خواهی‌یافت، خوبی و شادی را هم.
سال‌های سال است مردمان این سرزمین به معجزه‌ی نوروز ایمان دارند.
سال‌های سال است مردمان این سرزمین نور و مهر و شادی را از معجزه‌ی نوروز می‌دانند.
سال‌های سال است که این سرزمین به معجزه‌ی نوروز زنده‌است.
چشم‌هایت را ببند، به معجزه‌ی نوروز ایمان بیاور و سال را نو کن و حالت را خوب کن به بهترین حال.
نوروزتان مبارک!
تمام سال بهره‌تان شادی و‌نور و مهر باشد.